
من برگشتم
حالم خوب نیست ولی از اونجایی که دیدم دنیای مجازی بی معرفت
کامران و هومن رو ترک کردن
تمام وب ها بسته شدند
اومدم به کسایی که می خوان بدونن بگم
کامران و هومن آلبوم جدید رو آماده کردند
آلبوم به زودی عرضه میشه
(آگر تا الان اومده نمی دونما)
و امروز هم کامران و هومن به شبکه تپش اومدن و
تپش رو ساپرت کردن با ۱۰۰۰ دلار هدیه
خوشحالم از اینکه تونستم با هومن حرف بزنم
می خواستم از مایکل هم بگم اما دلم گرفته بود
حتی روم نشد بهت بگم
دوست دارم
مایکل همه چیزم بود اونرو از دست دادم
خوشحالم که تو رو دارم
با همه وجودم می خوام تو بمونی
دوست دارم هومن
بای
سلام
بعد از مرگ مایکل جکسون دیگه دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم
حتی آپ کردن
تولدم امروز منم همون آپ سال قبل رو میذارم
با این تفاوت که دیگه اون نیست.....
امروز یه حسی دارم
گاهی وقت ها به این فکر میکنم چرا باید متولد می شدم؟
چرا یکی باید می اومد توی این کره خاکی...واسه یه زندگی
یک نواختی که همه با اون آشنا هستن...مگه چه فرقی
می کنه که من باشم یا نباشم؟
سال ها و سال ها پیش در چنین روزی دختری به دنیا اومد که
زندگی رو فقط عشق میدید.
دختری که از لحظه ای که به یاد میاره صدای مایکل جکسون
توی گوشهاش بود.اون فکر میکرد کسی جز مایکل وجود نداره
که آدم بتونه عاشقش باشه....![]()
سالهای پی هم میگذشتند و این دخترک بزرگ تر می شد
خوب ، اون دختر توی خانواده ای بزرگ شده بود که انگار گوش
دادن به موسیقی ایرانی حرام است !!!
خوب از بخت خوش این دختر یکی یدا شد که یه نوار ویدیویی
بهش داد.....این دختر هم به امید ۴تا آهنگ خارجی داشت کل
این نوار رو ور انداز میکرد!!.....
که یهوووووووووووووووووووووووووووووو چشمش افتاد به دو تا جوون
که البته تا شنید دارن ایرانی می خونن شروع کرد به بد و بیراه گفتن
ولی از اونجایی که حس فضولیش گل کرده بود نوار رو زد عقب تا
یه نیم نگاهی بندازه.به خودش گفت : نه ایرونی ها پیشرفت کردن...
اینا که مثه مایکی خودمن![]()
آقا بیا ببین که چه غوغایی شد ... این دختر دیوونه اون کوچولویی شده بود
واای که نمیدونی چه ها که نمی کرد.
خیلی واسش سخت بود که آهنگشون رو گیر بیاره (به خاطر اوضاع خفقان
)
ولی ۶ سال رو فقط به یه آهنگ گوش میداد (اونم تصویری نبود)
لــــــــــــــی لی
لی لی تنها چیزی بود که اون داشت و عاشقانه گوش میداد
(حالا که به مسئله فکر میکنم می بینم خوب ۶ سال حالم بهم نخورده!)
بعد ار ۶ سال اون دختر دوونه که اجازه نمی داد به هیچ کس بگه که از
اون کوچیکیه خوشش اومده این حکم رو برای خودش صادر کرد که
که یه سری هم به شبکه های ایرانی روی ماهواره بزنه
( فکر کنم اون دختر اولین کسی بود که این شبکه ها رو در خونه
افتتاح میکرد!) در هر صورت تونست چهره اون کسی رو که دیده بود رو
دوباره ببینه...و در اون موقع گریه کرد! البته تنها بود ولی نمی دونست
چرا اون رو دوست داره و گره اش میگیره !
چند سالی گذشت و اون میدید اون کسی رو که دوست داره
حالا بهترین خواننده هست .نامبر وان ...... بلاخره این اجازه رو به
خودش داد که به همه بگه : من عاشق ......... هستم.
خیلی سخت بود
ولی اون واقعا پی برده بود که عاشق !
این حقیقت داشت...بازهم سالها گذشتند و اون تونست
هر چیزی زو که می خواد از اونا به دست بیاره.......
دختر قصه ما اونقدر عاشق شد تا آخر به این راضی شد که همه
زندگیش رو بده ولی عشقش به اون کسی که عاشقش هست برسه
میدونم سرتون رو درد آوردم
ولی این فقط نصف زندگی اون دختره بود..............
دیگه مهم نیست..........
کامران و هومن
و فن های کامران و هومن
یه دنیا دوستتون دارم
salam
salami talkh az rooye khastegi narahati
ghame bozorgi roo delame
ki mitoone bavar kone?
michael jackson raft.are be hamin sadegi mord
ki mitoone faramooshesh kone?
bish az in harf nemizanam
yek daghighe sokot be ehterame roohe bolande king of pop
in ghame bozorg ro be tamame jame eye honariye donya be khosus kamran va hooman
azizam ke midunam cheghardr mj ro dust dashtan tasliat arz mikonam
yadash gerami